|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
اگر میخواهی از حال من بدانی درود دوستان روزگارتون به خیر و خوشی... - این جمله تو خیلی بیشتر از سنت میفهمی به ظاهر جمله قشنگیه اما کلی حرف پشتش داره، شاید کلی غم و شاید کلی غصه! واقعیت اینه که اون آدم یه چیزایی رو تجربه کرده که شاید نباید تجربه می کرده! این آدم به ظاهر قوی که الانم بیشتر از سنش میفهمه بیشتر از سنشم جنگیده! همشم برای یه خورده حال خوب... - و اونجایی که دو دقیقه میشینی فکر میکنی خب دیگه، ذهن خالی و یه نفس راحت! میبینی اونقد فکر به این ذهن خالی هجوم میاره که انگار هیچ وقت قرار نیست حالت خوب باشه ... - من فکر میکنم برای برخی از یه جایی به بعد، مثلاً از یه تابستون که پاییز شد دیگه همونجوری پاییز مونده و اصلاً تکون نخورده! قرار نیست همش اینجوری بمونه، بهار نمیخواد بیاد خودت که میتونی هواتو بهاری کنی! یه خورده خودتون تکون بدی فصل به فصل میشی و شکوفه میدی! دنبال اون فصل زیباتون باشید حتی اگر در ناکجاآباد باشه... - خفته بودم که خیال تو به دیدار من آمد ......... کاش آن دولت بیدار مرا بود دوامی! [ دوشنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 11:31 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||