به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید

جانِ خسته‌ام سلام
جوابم را نمی‌دهی؟
خیال می‌کنم صدایم به گوشت نمی‌رسد حتی
بلند کن صدای مرا
کمی فاصله بگیر از هرآن‌چیز که جز من باشد
لبخند بزن، دستانت را مثل همیشه قفل کن
نه در دست من
بر هم
شاید فرجی باشد
برای کاهشِ درد
چه بر سرت آمده؟
تو را چه شده است این چند وقت که لام تا کام‌ات یک جمله است: سلام، خداحافظ؟
دستم را بگیر
ما را ببر به آن روزهای دور
به آن روزهای خوب
به دور از خشم، به دور از ترس، به دور از هر آن‌ چیز غیر از ما!
ما را ببر به آن روزهای نو
روزهایی کز آن عِطرِ بنفشه به مشام می‌خورد
ما را ببر به آن روزهای سرد
دستت را به من بده
یخ می‌زنم
یخ می‌زنی
در آغوشت
در آغوشم
وصل می‌شویم
من تا همیشه، می‌مانم
در کنار تو
تو تا همیشه می‌مانی
در آغوش من...
نویسنده ناشناس - یادداشت‌های‌یک‌دیوانه


- درود دوستان

- از طرف یک خسته ی پر حرف بی کلمه بعد از مدتها درود! راه درازه و حرف زیاد!

- شبیه اونی که اول راه خوابش برده!

- شبیه یه نقطه ویرگول! خواستار پایان و محکوم به ادامه!

- شبیه سکوتی که هی ولوم بدی!

- شبیه اختلاف ساعت داشتن با خودت!

- شبیه سفید کردن مو در آسیاب!

- شبیه اینکه نکنه مسموم شدی!

- شبیه یادداشت های یک دیوانه!

- شبیه من!

- شبیه تو!

- نه دامیست نه زنجیر ، همه بسته چراییم ؟ .... چه بندست ، چه زنجیر ، که برپاست خدایا ؟

و باز هم مراقب خودتون باشید...

[ یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 8:36 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب