|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
اینو از یه وبلاگی کش رفتم ... وصیت نامه است ... -قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم... - بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد... - به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم! - ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند ... - عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است ... - بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم ... - كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد! - مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند ... - روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست ... - دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد! - كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند... - شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد ... - گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد ... - در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند .... -از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم ... - به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم ... - چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد ...
- از دیروز تصمیم گرفتم که یک ذره کج نباشم و همیشه راست و صادق باشم ٬ هر چند ضرره ولی خوب ٬ یه جورایی خوش آینده ٬ نه که قبلا راست نبودم نه ...هیچکس نمیتونه ادعا کنه که مستقیمه و دست انداز نداره ٬ عینهو جاده های اتحادیه اروپا ٬ میخوام اون مصلحتی ها رو هم بسپرم به مرجع تشخیص مصلحت ... یه خط کش دستم گرفتم که راست راست باشم ... - دیروز به یکی از دوستام زنگیدم ٬ ازش شماره یکی رو میخواستم ٬ یه کم فکر کرد و گفت اول پول بده تا شماره بهت بدم ٬ هر چی اصرار کردیم فایده نداشت ٬ منم گفتم چک میدم اونم برا ۶ ماه دیگه ... یه صدای بلندی از پشت گوشی اومد و بعد هم قطع شد ٬ دیشب ساعت ۴ صبح زنگ زده و میگه ببخش بیدارت کردم ٬ از دیروز تا الان دارم به قضیه چک دادنت می خندم ... الانم خندهام داره تموم میشه زنگ زدم دوباره منو بخندونی ... داشتم کلافه میشدم ٬ بد خواب هم شده بودم ٬ گفتم یه چیزی میگم که بخوابی ... اون چکی که دیروز بهت دادم جلوش خالیه ... زورتو بزن شاید تونستی نقدش کنی .... بازم صدای خنده و تلفن قطع شد ... - دوس دارم بدووم ... اونقدر تند ٬ که از زمان هم جلو بزنم ... میشم مثل باد ... عقب موندن از دنیا رو فقط با توقف زمان میشه جبران کرد ... کاش در زمان و مکان دیگه ای بودم .... [ دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 8:49 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||