|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
گیـ رَم که در بیداریــ اتــ مـَ را کـُشتی!
آرزو بر دِلتــ بمانـَ د، در خوابـ هایتـــ زندگـ ی خواهـَ م کرد ...! - بازم من موندم .... موندم که این بند دل کجاس که همه میترسن پاره بشه ... - تا دیروز سایه خودم رو هم با تیر میزدم ... اما الان ... همون سایه هم غنیمته ... اما .... آسمون ابریه ... خورشید هم نیستش .... پس این سایه کجاس ... - وقتی که قراره آخرش همه کارا خراب بشه حالا چه فرقی می کنه که کی پَت باشه و کی مَت ... - میگم ... بچه که بودیم فقط بچه بودیم ... اما الان بزرگ که نشدیم هیچ ... دیگه همون بچه هم نیستیم ... - بازم میگم... زیاد اگه دور و بر یکی بگردی آخرش عین پشه میزنه تو سرت ... راس میگم ... - دیروز رفتم اداره پست گفتم آقا من نامه ندارم ... یارو نیگام کرد و گفت : هه ... پستچی هم پستچی قدیم ... مردم هم مردم قدیم ...
[ جمعه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۰ ] [ 21:7 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||