|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
در عجبم از سیب خوردنمان که از آن فقط " چوبش " باقی می ماند ... مگر این همه چوب که خوردیم از یک " سیب " شروع نشد ... - خاطرت باشد که از این رود که اینگونه خروشان جاری است، هیچ کس بی تن زخمی نگذشت ... - آدم یک بودن است و انسان یک شدن ... انسان باشم ... - سلامتی اونایی که اونقد خسته ان که نمیتونن خیانت کنن ... - روزگاریه که کوه به کوه میرسه اما آدم به آدم نه ... - میگم من تنهام ... اما تنها من نیستم ... - میخوام بشینم روی یه صندلی بزرگ وسط یه دشت وسیع و طلوع خورشید رو نگاه کنم ... - باز میگم : آخرین باری که یکی بهم گفت اشکال نداره ! با هم درستش میکنیم کی بوده ؟
[ شنبه سوم دی ۱۳۹۰ ] [ 14:51 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||