|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
بیچاره من ! که گاهی گم می شوم بین اینهمه آدم ، یادم می رود هویتم یادم می رود آدم بودنمبماند بقیه چیزهایش بیچاره تو! که مانده ای دودل که من یا فلانییا فلانی دیگر و .... هزاران نقطه تازه آخرش ، من گم می شوم و تو یکنفر دیگر را ،عوضی جای من پیدا می کنی!! و بعد من ،یکنفر دیگر را جای تو و بعد از طی مسیر ها و مسیرها و روزها و سالها و عوض کردن های پی در پی باز هم را که می یابیم تازه می فهمیم که آنطور که باید ، همدیگر را دوست نداریم و باید از هم جدا شویم و بعد تو بین اینهمه آدم ؟؟!! میگردی دنبال یک آدم ؟؟!! و من بین اینهمه حوا ؟؟!! دنبال یک حوا !! مسخره اس نه ؟ گوشم را می گیرم و چشمم را و آرام می روم یک گوشه یواشکی زمزمه می کنم : کاشکی من آدم بودم ، تو هم حوا هیشکی بین ما نبود ، به جز خدا.... بازم سلام و اما بعدش : - آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد فقط با هر صدایی برمیگردد ...- منی که من بودم یه روز به سرم زد که بشم ما ، یا فراتر از اون میخواستم منم بشه تو ! تویی که تو نبودی ! اما من میخواستم تو بشم ... اما حالا نه تو شدم و نه دیگه منم ... - میگم : اینجا پر شده از آدم های کمرنگ ، آدم هایی که تا مجبور نباشند نگاهت نمی کنند ، فقط هستند چون باید باشند ، اگر اجبار نبود هیچوقت نبودند ... - می گویند فراموشی دفاع طبیعی بدن است در برابر رنج ... - یادم باشه از امروز با خودم قرار گذاشتم که دیدم رو نسبت به آدمهایی که خواسته یا ناخواسته یه جورایی پاشون تو فکر و زندگیم باز میشه عوض کنم ! - بازم میگم : من دلم برای آدمهای پر رنگ تنگ شده ، آدم های پررنگ بدجوری مایه ی دلگرمی اند ... آنقدر که آدم می ترسد از روزی که شاید نباشند ... آدمهای پر رنگ همه چیزشون فرق میکنه ! یه آدم پر رنگ وقتی که میگه دوست داره با تمام وجودش نشون میده که دوست داره ، یه لحظه هم تنهات نمیذاره ، تو شادی و غم کنارته ، یه آدم پر رنگ اونقد کنارت میمونه و اونقد به احساست میچسبه که دوس داری همرنگش بشی ! حضورش هر روز پر رنگ تر میشه تا میرسه به جایی که تموم زندگیت به رنگ اون در میاد ... آدم پر رنگ انگار خلق شده که فرشته نگهبانت باشه ! - گاهی آدمها شکل یه آدم پر رنگ رو به خودشون می گیرن در حالی که توی واقعیت می بینی که همیشه کم رنگ کم رنگ میشن تا جایی میرسه که کامل محو میشن !!! - یه مدت با خودم تنها میشم ، نفس بگیر چینیِ نازُکِ تنهاییِ من! - این آدمها هستن که باعث میشن همچنان باشند یا تبدیل به خاطره شوند ... - گاهی دوست دارم این زلزله به جای اینکه مکان ها رو خراب کنه با تمام قدرتش آدمها رو خراب کنه ... اونجوری میشه نشست و یه آدم رو دوباره از نو ساخت ... خیلی از ما نیاز داریم که خرابمون کنن !!! مواظب خوبی هاتون باشید ...
[ جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 10:11 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||