به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید

می بینم ! می شنوم ! می سرایم !
با ستاره آسمان مرا کاری نیست

دردهای جهان را به من بدهید

تا از آنها امید بر آورم

اگر چنین نکنید

چگونه بداند جهان که شما زنده  بوده اید !
--------------------------------------------------------------------------------

بازم سلام

واما بعد :

- وقتی رؤیایی نباشد امیدی هم در کار نیست ...

- آدما رو میشه به خاطر کاراشون و تصمیماشون وعقایدشون سرزنش کرد ، اما به خاطر احساسشون نه ...

- میگم : بعضی وقتا تو خیالاتم آدمای دور و برم رو شبیه کتابای کتابخونه می بینم ، آخ که چقدر دلم میخواست یه روز همه ی آدما رو مثلِ کتابای کتابخونه بریزم وسط اتاقمو گَردشونو بگیرم و دسته دسته دوباره از نو بچینمشون تو قفسه های دلم، چقدر دلم میخواست آدما رو از نو ورق بزنم و سطرای تازه پیدا کنم ...

- حس ششمم قبلا خیلی قوی بود به طوری که همه دوستام و اطرافیا باورش کرده بودن اما این روزا به طرز بی سابقه ای قوی تر شده تا حدی که گاهی فهمیدنِ  چیزایی که تو کله ی اطرافیام میگذره اصلا برام سخت نیست! دیگه جدی جدی دارم از خودم میترسم ...

- حالم از آدمای این شهر گرفته شده ! گاهی اونقد پاکن که برات غیر قابل باور میشن و گاهی اونقد آلوده هستن که نفست میگیره و بالا نمیاد ...

- بازم میگم : بعضی ها هستند که به دنیا می آیند ، بزرگ می شوند ، می روند مدرسه ، درس می خوانند ، در دنیا چند تایی دوست پیدا می کنند ، طرفدار یک تیم فوتبال و یک گروه موسیقی می شوند ، بعد ازدواج می کنند ، کار می کنند ، زن یا شوهر می گیرند ، بچه می آورند ، بچه هایشان بزرگ می شوند و بعد این ها وظیفه شان این می شود که به بچه هایشان بگویند: بزرگ شو! برو مدرسه! درس بخوان! چند تا دوست پیدا کن! کار بکن! ازدواج کن! عروس یا داماد بشو! بچه بیار! ... همه ی این ها که تمام شد ... می میرند . بعضی ها هستند که فقط به دنیا می آیند ، بزرگ می شوند ، می میرند ... می میرند ... می میرند... بعضی ها رو راحت می توان تعریفشون کرد ، روایت زندگی شون ساده است و یک الگوی مشخص داره . داستان زندگی شون مثل الگوی "رمان های آموزشی" است ، قهرمان این داستان ها از میان انبوه راه های مختلف در گذر عمر و کسب تجربه ، راه های "بهتر" رو انتخاب می کنه و همین طور بزرگ می شود و آدم خوبی می شود و ... یک چیزی توی همین مایه ها ، حالا خیلی فرقی نداره ، می توان به راحتی به زندگی این ها اشاره کرد و گفت: ببین! ببین چقدر خوشبخته! اما زندگی بعضی دیگر را نمی توان گذاشت  روی میز آزمایشگاه و تشریح کرد. جهان اون ها وابسته به تجربه ی فهم همگان نیست که کسی بتونه اون رو بفهمه ، جهان این آدما فقط برای خودشون قابل فهم هست (و شاید برای خودش هم قابل فهم نباشد!) و به این علت گاهی بین این همه آدم توی دنیا خودشون رو تنها می دونن ، این ها انسان هایی خاصی هستن با دنیای خاص ، آرزوهای خاص ، دید خاص و خیلی چیزای دیگه ...

- وباز هم دلم یک غیر منتظره زیبا می خواهد ...

مواظب خوبی هاتون باشید ...

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 13:51 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب