به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید

لازم است گاهی عیسی باشی
ایوب باشی
و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟؟؟


درود

- شنیدین که میگن فلانی حیف نان است ... من فکر می کنم خیلی از آدمها حیف اکسیژن هستن ...

- گاهی یه حس شیرینی میاد سراغم شبیه ... شیرینی اولین له شدگی یه آدامس میوه ای زیر دندونای خیالت ...

- یکی از دست یکی دیگه دلش پر بود رو کرده به من میگه : واگذارش کردم به خدا ... موندم خدا دست تنها با این همه پرونده و این همه شاکی چکار میکنه ؟؟؟

- باید بپذیریم که حالمان دست خودمان است و نه محیط اطراف و دیگران ... ارداه هم دست خودمان است ... زیاد سخت نیست پیدا کردن رابطه بین داشتن یک حال خوب با اراده آدمیزاد ...

- یکی از دوستان پیام داده که فلانی برای آزمون مصاحبه برای مقطع دکترا دعوت شدم و اسمت رو به عنوان معرف دادم ، اگر تماس گرفتن حواست باشه ، منم جواب دادم ، چشم ، واقعیتت رو میگم ، سریع جواب داد که نه !!! واقعیت میخوام چکار ، یه واقعیت از خودت بساز و بگو ! ... وای به روزی که آدمیزاد از واقعیت هم هراس داشته باشه ...

- هرگز هیچ روش غلطی ما رو به یک جواب درست نمی رسونه ، برای رسیدن به جواب درست و هدف باید ایستاد و ایستاد و ایستاد ...

- اگر یک روزی وارد فضایی شدین که قبل از ورود تابلو ورود ممنوع نصب شده بود باید انتظار جریمه شدن رو همیشه داشته باشید ... گاهی این جریمه بهای سنگینی خواهد بود و گاهی شاید جریمه نشید اما هراس جریمه شدن همیشه با شماست ...

- درد و دل یه بنده خدا : مامانم بیماری عصبی داره و بابام یه کارگر ساده اس که لکنت زبان داره و نمی تونه بعضی از کلمات رو به خوبی بیان کنه ، همیشه از داشتن این خانواده شرم داشتم و هیچ وقت نخواستم که کسی بدونه این آقا پدر منه یا این مادرمه ، همیشه خانوادم رو به خاطر نداشتن یک موقعیت اجتماعی مناسب سرزنش میکنم و این تحقیر شدن رو از چشم اونها می بینم ، هیچ وقت به کسی نزدیک نشدم بخاطر داشتن این خانواده ، تنها دلخوشیم اینه که یه آبروی پاک داریم ، خانوادم رو دوس دارم اما در درون باهاشون قهرم و اونا رو به خاطر ایجاد کردن و به وجود آوردن خودم هیچ وقت نمی بخشم ... من روزهاست که به این چند جمله فکر می کنم ، واقعا ً آدمها به چه چیزهایی فکر می کنن و عجب مشکلات بزرگی دارن !!! اگر اون پدر کارگر که هر روز بخاطر همین فرزند به سختی کار می کنه این رو بدونه که فرزندش چه نظری نسبت بهش داره دق کنه بازم براش کمه ... بگذریم ... آدمیزاد است دیگر !!!

- گشتن حول یک محور صفر درجه چیزی به جز یک نقطه از ما ایجاد نمی کنه ، سعی کنیم مدار گردشمون و توان دیدمون رو نامتناهی کنیم ... گشتن حول محور زمین دور از دسترس نیست ...

- یه ضرب المثل هست که میگه : برای کسی بمیر که برات تب کنه ... حتی اگر این تب یک درجه باشه !!!

- آهنگ زمینه : پروانه ها وقتی که می سوختن ... تقدیرتو دوختن به تقدیرم ... هر وقت دلت می گیره می سوزم ... هر وقت دلت میگیره می میرم ...

مواظب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید ...

[ جمعه دوم تیر ۱۳۹۱ ] [ 15:31 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب