|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم : نخست : هنگامیکه به پستی تن میداد تا بلندی یابد ! دوم : آنگاه که در برابر از پا افتادگان ، میپرید ! سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید ! چهارم : آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد ! پنجم : آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست ! ششم : آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود ! هفتم : آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت ! - جبران خلیل جبران - .................................................................................................... درود - راه می روم ، اگر سنگی در راه باشد و مقدور ، تیپایی به آن می زنم و می اندیشم به روزهایی که تیپاخور حال و روز این و آن بودم ، که اگر حالشان خوب بود آغوش شان گشوده و اگر ناخوش ، من می شدم مهمـــان برگ خشکیده خُرد زیر پایشان ! همـــان قُلوه سنگ مغروق در خروش دریای اندوه شان . . .
- من فکر می کنم باید نان سکوتت را لقمه لقمه کنی و توی خون دلت تلیت کنی و بعدش نوش جان ، آرررررررره ... دیدی چه قدر قشنگ و لذیذه .... به همین سادگی ... - من به بیان آنچه که دیگران از بیانش شرم دارند و یا مغرورند به بیانش افتخار می کنم ... - خسته ام...خسته ! از آدمکانی که تا دلشان می گیرد ، تا اندوه شان لبریز میشود می شوند قاضی! چه قاضیان بی رحمی ! و میگیرند یقه ی بی گناه ترین ها را ... و من باز هم ایمان می آورم که دوره ضرب المثل ها تمام شده است ... تو حتی مجالی برای رسیدن به ستون دیگر نخواهی یافت رسیدن فرج پیش کش !!! - دیدین وقتی که دستتون رو مُشت می کنین همه انگشتاتون با هم برابر میشن ... حالا دستتون رو باز کنید ، امان از نابرابری ! کاش همه آدمکان یک مُشت بودند ... - باور داشته باشید که تاس در دست من هم می افتد و این بار شش می آورم ... - توی زندگیتون هر چی میخواین باشین ... هر چی ... اما بلانسبت احمق نباشید ... عین من !!! - پیری زود رس می خواستم که رسید ... بی صبرانه منتظر عواقبش هم هستم - آلزایمر - ... - این جمله ای رو که میخوام بنویسم الان خندم گرفته خُب ... میگم قبلاً چطور حال کسی رو خراب نمی کردم و اینقده خوب بودم که نگو !!! چطور آدم توی یه مدت کوتاه غیر قابل تحمل میشه !!! چقد من احمقم ، خوب حتماً خراب میکنم دیگه !! لطفا با فاصله از من حرکت کنید ، من یه حالگیری ام که نگو ... - هرکس به من رسید شکستهایش رو خورده بود (گفتنش غصهدارم می کنه اما) عاشقیاش را کرده بود ، بلندپروازیهایش تمام شده بود ، آنهم به این دلیل که یکنفر قبل از من بال و پرش رو چیده بود ، فقط کاسه کوزش رو نشکسته بود که اونم روی سر من بشکسته شد ... - رمضون تون مبارک باشه ... الهی که هر چی از خدا میخواین اگر که به صلاحتونه بعد از رمضون براتون فراهم باشه ... چند توصیه و یه خواهش : توصیه اول : مریضا رو مشکلدارا رو فراموش نکنین ... توصیه دوم : بی بهره نمونین تو این ماه ... توصیه سوم : آدمها رو دوست داشته باشین و بدونین خداوند ناظر بر اعمال و گفتار ماست ... اما یه خواهش : این آدمک رو تو لیست مهمونای ویژه ی دلتون بذارین و دعاتونو ازش دریغ نکنین ... ثواب داره به خدا ... - یه مشکل اساسی برام پیش اومده ، فقط این چند روز رو فرصت دارم برای حل کردنش ، از همتون میخوام برام دعا کنید بتونم حلش کنم ... - از همه دوستانی که همیشه کنارم هستن و همیشه بهم لطف دارند بسیار ممنونم ... از خدا می خوام به حق این ماه مبارک هر چی که آرزوی خوب دارین براتون اجابت کنه ... مواظب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید ... [ سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 16:2 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||