|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
اين منم كه مي نويسم بر صفحه ی زندگي خويش ، رازهاي نهفته ی فردا را ... گاه آرام و بي صدا ، گاه تند و بي امان ، گاه خشمگين و عصيان گر ، گاه محزون و خسته و گاه شاد و مسرور ... آري اين منم ... من حال مي خواهم ، ناشكيبا باشم ... پس مي نويسم ... نه آرام و بي صدا ، نه تند و بي امان ، نه خشمگين و عصيان گر ، نه محزون و خسته ، و نه شاد و مسرور ... من نا شكيبا مي نويسم ... .............................................................................................. درود دوستان - دیگه جای هیچ نگرانی نیست ! چون مــــــــن متولد شدم ، راحت باشید ... - وقتی من نبودم ، تو خواستی برای بودنم ... من که اومدم تو خواستی برای شاد بودنم ... و الان که هستم هر لحظه شکر می کنی برای شاد بودنم و پیر تر میشوی برای هر لحظه غمگین بودنم ... هر کجا رو که بگردم تنها تویی که دور من میگردی بدون هیچ منتی و چشمداشتی و پاداشی ... و تنها تویی که برازنده گامهای توست بهشت ... مادرم ... - تولد آغاز نیست ! تولد تداوم بازی سرنوشت و تقدیر است ، اعلام پر صدای حضور ، درک ترس ، آغاز فهم و شنیدن قصه های راست و دروغ ! آغاز هر خطا ، حس نور ، درک برهنگی و بلوغ و تمنا ، لمس تبسم باران ، فریاد باد ، راه رفتن به زیر سقف آبی ، آغاز رنگ و شعر ، جذبه موسیقی ، درک نفرت ، فهم نفس ، حس هوا ، امید ، آرزو ... حبس خنده های بلند و گاه رمیدنشان ، جسارت بخشش و عفو ، عبور از کنار فصل ها ، درک حس تعلق ، عشق ، غربت ، رفتن به ارتفاع و هول سقوط دمادم ! فهم مرگ تنها با مرگ دیگران ، فراموشی ، درک عطش به زندگی ، امید ، یأس ، شکست ، پیروزی ، ایمان ، کفر ، سکوت ، ظلم ، و باز هم سکوت ، خیانت ! رفتن به سایه سار فلسفه ، اسارت در دام زندگی ، فریب ، دروغ ، هوس ، رسیدن به وصال شامگاه ، قهر با طلوع ، نشخوار سیب ! درک معرفت و آنگاه خفتن برای همیشه در رؤیای یک تولد دیگر ... من متولد شدم ، پس هستم ... - من فکر می کنم توی زندگی هر کس راست ترین سخن ، روز تولد اوست به شرط اینکه دستکاریش نکرده باشه ... - من متولد شدم ، در غروب یه روز برفی ... پنج شنبه 3 بهمن ... یه جای دیگه البته ، چون شهر خودمون بارون هم به زور میزنه ! یادمه وقتی به دنیا اومدم اولش یه کم شوکه بودم ، از آدمای دور و برم ترس داشتم ، خوب بچه بودم از کجا میدونستم اینا بهشون میگن خونواده من ! بین خودمون باشه اما بخاطر همون شوک تا یه سال بعدش نتونستم حرف بزنم ! حالا شما باور نکن اما جدی گفتم ... خودم که اصلا دوس نداشتم بیام دیگه به زور فرستادنم اینجا گفتن حیفه دنیا تو رو نداشته باشه ! با ورود من جنس دنیا هم جور شد ، حالا هی شما باور نکنید ، سرتون رو درد نیارم پا گذاشتیم به عرصه گیتی و جین آدمای مشابه خودم تکمیل شد ، اونا هم قبل از من اومده بودن برای جنس جوری دنیا دیگه ، الان که آمار رو نگا میکنم حدود 7/5 میلیارد مثل من رو فرستادن برای همین موضوع که حیفه دنیا اونا رو هم نداشته باشه ! - امروز می خواهم فرداهایم قشنگ تر از دیروزهایم باشد ... - بازم من فکر می کنم تراژیک ترین وجه تولد این نیست که تو متولد میشی و وارد دنیا میشی ! اینه که متأسفانه دیگرانی هم متولد می شوند و TO BE CONTINUE - به دنيا آمدن و مردن به چه درد ميخورد ؟ - امروز مستیم ای پدر، توبه شکستیم ای پدر ... از قحط رستیم ای پدر، امسال ارزانی است این ای مطرب داوود دم،آتش بزن در رخت غم ... بردار بانگ زیر و بم،هنگام سرخوانی است این مراقب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید ...
[ دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ ] [ 19:11 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||