به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید
قاتلینم را بشناسید :
عرف بی رحم !
ارزش های عوضی !
جامعه !
افکارش !
خانواده !
محبت بی اندازه !
ادعای محبت !
ادعای دوست داشتن !
خدایی که با نبودش آزارم می دهد !
از همه بدتر :
این جسمم !
این جنسیت !
این نقش تحمیلی !
اینها مرا خواهند کُشت !

درود دوستان

- همیشه مشکلات از اونجا شروع میشه که نگاه آدما به هم ، نگاه "آدم" به "آدم" نیست ! نگاه "آدم" به "فرصت" است ...

- نمیدونم اینکه همیشه بدون اینکه حرف جدیدی داشته باشم ، از فانتزی ها و آرزوها و ایده آل ها و کاش و کاشکی گفتن ها بنویسم درسته یا نه ؟ ولی میدونم که همین ها هستن که باعث شدن هم چنان دید خوش بینانه ای به همه چیز داشته باشم ، هرچند احمقانه ! هرچند دست نیافتنی ...

- ما اونقدر خودمون رو تکه تکه کردیم از خواندن کتابی شبیه کتاب بی شعوری ( نوشته دکتر خاویر کرمنت ) و حفظ کردن دیالوگ ها و تصور کردن لحظاتی که با کنترل کردن خودمون ، ایفاگر نقش بی شعور نباشیم و اونقدر خودمون رو در بند قوانین زندگی کردیم تا با کوچکترین حرفی دل کسی رو نرنجونیم و اونقدر حرف ها رو به دو دسته خوب و بد تقسیم کردیم که تلاش کنیم آدمی باشیم مطابق میل بقیه ! تا همون بقیه کاری به کارمون نداشته باشند ! در کنج عزلت با خواب و خیالات و یک مشت کاغذ و آهنگ ، پشت به دنیا کردیم و در همون حال از دنیا به خاطر پشت کردنمون معذرت خواستیم و دنیا با لحن طعنه آمیزی گفت : گل پشت و رو نداره و خارمان کرد ! به هر سازی زده رقصیدیم ! اصلا ما تو این دنیا استاد رقصی برا خودمون شدیم ! بعضی وقت ها که در جنگ با دنیا خانوم  پرچم پیروزی رو تکون دادیم و با شادی کودکانه ای به بلندای آسمان چشم دوختیم و گفتیم دیدی دیدی دنیا ؟ غافل از این که دنیا خانوم بی رحم تر از اونی هست که فکر می کردیم !

- یه آدمایی پیدا میشن که هر جا میخوان ورود ممنوع ها رو رد کنن " بسم الله " میگن ! از این رفتارا بگردی ، تو زندگی خودتم پیدا می کنی ! فراووووون ...

- میگم خوب بودن و خوبی کردن هم توفیق می خواد ! یه زمانی هست که می خوای و قصد واقعیت اینه که به یکی خوبی کنی اما نتیجش بد درمیاد و همه کاسه کوزه ها سرت شکسته میشه که تو از اول هم بدی منو می خواستی ! در صورتی که خودت میدونی و اون بالایی که قصدت خوبی بود اما نشد چون توفیق خوبی کردن رو نداشتی ! یکی از دوستان رو نصیحت کردیم که تو این راه وارد نشو فعلاً برات زوده بذار یه کم تجربه پیدا کنی بعد وارد این بازیا و لابی ها شو ، یارو برگشته میگه میدونم به من حسودی میکنی !!

- بازم مهر تمدید بزن به تنهاییات ...

-  جواب ارشد هم الان اعلام شد ! رتبم خوب شده ، اگر خدا بخواد قبولم ، یه نفس عمیق ...

پاراگراف دوستان :

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی !
گاهی دلتنگی هایی داری
که فقط باید فریادشان بزنی
اما سکوت می کنی !
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات ...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری
انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که ...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری
و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای ،
که می شناسی بنشینی و "فقط" نگاه کنی !
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود ...
گاهی دلگیری !
شاید از خودت

شاید ...

   « از دوست خوبم ماری ، نویسنده وبلاگ زیبای قاصدک دهلران »

- زین دو هزاران من و ما ، ای عجبا من چه منم ؟ ... گوش بنه عربده را ، دست منه بر دهنم

مراقب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید...

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 15:19 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب