|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم ! که دیدم پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟ کنار این جوی روون نعناش چیه؟ این همه راز این همه رمز این همه سر و اسرار معماست ؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله ! مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله ! پریشونت نبودم ؟ من حیرونت نبودم ؟! تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه ! اَتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه ! گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه ! انجیر میخواد دنیا بیاد ، آهن و فسفرش کمه ! دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جوونور کامل کیه ؟ « حسین پناهی » درود دوستان - نای نوشتن نیست اما مینویسم چون باید بنویسم ... - هرگز نگو هرگز ! چون یه روزی میاد که اون هرگز نفی میشه و تو شرمنده هرگزت میشی ! - اینکه دائماً خودت رو با نقابهای مختلف به دیگران نشون بدی تایم داره ! زمانش که تموم بشه و همه نقابهات رو هم استفاده کرده باشی نهایتش خودت میمونی و آخرین نقابی که پشتش هیچی نیست ... - من فکر میکنم قیافه زشتی داشته باشه آدم بهتر از اونه که افکار زشتی داشته باشه ، حداقل قیافه زشت اینه که تو اگر از اون قیافه خوشت نیومد سراغش نمیری و یارو میمونه و قیافه زشتش اما ، وقتی یه نفر فکر و ذهن زشتی داشته باشه هیچ تضمینی نیست که این زشتی فکر به همه که تو هم جزئی از اون همه هستی آسیب نرسونه ، حالا فاجعه اینجاست اگر این فکر زشت ، نقاب زیبایی به چهره زده باشه دیگه ... - آدمهای بکر و خاص آدمهایی هستن که تعریف نو و جدید و تر و تازه ای از زندگی دارن ، معمولاً تنها هستن چون از طرف آدمهای اطراف و جامعه ای که در اون هستن طرد میشن و درک نمیشن ! این آدما هیچ وقت دچار تکرار یا روزمرگی نمیشن چون تعریفشون از زندگی با ما فرق داره و همه بنیانهای زندگی رو زیر و رو کردن و معادلات رو بهم ریختن ! حتی پیش میاد بیشتر وقتها دیگران اونا رو کافر حساب میکنن ! اما واقعیت اینه که هیچ کس مثل اونا خدا رو درک نمیکنه و به خدا عشق نمی ورزه ! چون این آدما عاشق انسانیت هستن و در نهایت عاشق خالق انسان ! والبته جای شکی نیست که خالق هم عاشق این بنده های خاصش هست و آنکه دانه های دلش پیداست ( شاید تو باشی ) نسلشون در حال انقراضه این موجودات خاص ... - و خواب هایم ... گاهی پیش میاد ذهن آدم خوشی میزنه زیر دلش و حس و حال هیچی رو نداره ! به جای اینکه بشینه و یه خواب زیبا و رنگی و هیجانی رو ببینه ، یکی از خواب های کلیشه ای و تکراری و رنگ رو رفته یا شایدم سیاه و سفید و صامت رو از آرشیو برمیداره و باز اینقد برات نشون میده که حالت بهم میخوره از هر چی خوابه و خسته میشی و میگیری میخوابی ! بیا بریم دشت اما نپرس کدوم دشت ... شاید خواب تازه ای دیدیم ... - در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است خدایا مُنعمم گردان به درویشی و خرسندی ... مراقب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید ...
[ دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 15:16 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||