به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند
به لستر گفت : یه آرزو کن تا برآورده کنم
لستر هم با زرنگی آرزو کرد
دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد
بعد با هر کدام از این سه آرزو
سه آرزوی دیگر آرزو کرد
آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی
بعد با هر کدام از این دوازده آرزو ...
سه آرزوی دیگر خواست
که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا !
به هر حال ... از هر آرزویش استفاده کرد
برای خواستن یه آرزوی دیگر ...
تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به
۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو
بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و
شروع کرد به کف زدن و رقصیدن
جست و خیز کردن و آواز خواندن
و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر
بیشتر و بیشتر
در حالی که دیگران می خندیدند و گریه میکردند
عشق می ورزیدند و محبت میکردند
لستر وسط آرزوهایش نشست
آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا
و نشست به شمردنشان تا ......
پیر شد
و بعد  ... یک شب ... او را پیدا کردند
 در حالی که ... مرده بود
و آرزوهایش... دور و برش ...تلنبار شده بودند
آرزوهایش را شمردند
حتی یکی از آنها هم گم نشده بود !
همشان نو بودند و برق میزدند
بفرمائید ... چند تا بردارید
به یاد لستر هم باشید
که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها
همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر
حرام کرد !!
 « شل سیلور استاین »

درود دوستان

- میدونم همتون بی صبرانه منتظر دیدن ماه بودین ، خب یه کم کار داشتم مجبور شدم یه سی روزی نباشم دیگه غروب دیروز برگشتم و رؤیت شدم ... عیدتون مبارک

- دستم به قلم نمیره ...

- خب همیشه که نباید نوشت یه بارم بیاین یه کم 20 سؤالی بازی کنیم ، هر کی پایه بود خوشحال و مشتاقیم برای هم بازی شدن :

اگر ماهی از سال بودم : بهمن ... تو این ماه جون و نفس گرفتم تا باشم و با بودنم حال زندگی رو بگیرم
اگر یک روز هفته بودم : شنبه ... بقیه روزا همه شنبه هستن و فرقی با هم ندارن فقط یه پیشوند ناقابل میگیرن
اگر یک عدد بودم : چهارده ... از بچگی دوس داشتم یه پیرهن شماره چهارده داشته باشم که هیچوقت نشد که داشته باشم  ... رؤیای شماره 14
اگر جهت بودم : درسمت توأم ... دلم باران ... دستم باران ... دهانم باران ... چشمم باران ...
اگر همراه بودم : همواره کسی با همراه اول تنها نیست !
اگر گناه بودم : یک بوسه (البته گناه محسوب نمیشود به گمانم )
اگر درخت بودم : بید مجنون ... عجیبه ! تمام خوابهایی که می بینم اگر درخت داشته باشه قطعاً بید مجنونه
اگر گل بودم : یاس رازقی ، شمعدونی ... یه کم کمک میکردم به هوا که نفس آدمکا نگیره ... و گل ارکیده ، با چشمهای خسته ، لبهای بسته ...
اگر آب و هوا بودم : بارانی با قطرات ریز ... کلاً گاهی هوا پَس است ...
اگر پرنده بودم : ققنوس ... شاید پرهام گره ای از کار کسی باز می کرد ...
اگر صدا بودم : شجریان ... صدای تو را دوست دارم ... اندوه صدای تو را دوست دارم
اگر فعل بودم : ماندن ... وقتی که همه فکر می کنن که مجبوری به رفتن ...
اگر زمان بودم : فقط حال ... گذشته و آینده دزد لحظه هامونن ...
اگر یک پزشک بودم : اول امید دادن رو می آموختم ...
اگر یک پنجره بودم : باز میشدم به افق های دور ... دورها آوایی است که مرا می خواند ...
اگر تاریخ بودم : عده ای رو از صفحه ی اون محو می کردم که نام تاریخ بهتر و ننگش کمتر بشه 
اگر ساز بودم : تار یا سه تار ... ساز مخالف نمی زدم ( سعی می کردم )
اگر کتاب بودم : بار دیگر شهری که دوست می داشتم ( نادر ابراهیمی ) ... ( بخواب هلیا ، دیر است ! دود دیدگانت را آزار میدهد. دیگر نگاه هیچ کس ، بخار پنجره ات را پاک نخواهد کرد ، خواب !‌ تنها خواب، هلیا ! دستمال‌های مرطوب ، تسکین‌دهنده‌ی دردهای بزرگ نیستند ... بخشی از کتاب بار دیگر شهری که دوست می داشتم )
اگر شعر بودم : آن‌که بی‌باده کند ، جانِ مرا مست ، کجاست؟
خُنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش ..... بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر "مولانا"
اگر طبیعت بودم : کـــــوه ... استوار و آرام
اگر حس بودم : بهترین حس ، حس ِ دوست داشتن ، حس اولین نگاه ، اولین بوسه ، اولین پیاده روی دو نفره در خیابان های بلند ! همان حسی که تا ابد در دلت ماندگار خواهد شد ...

- تو كه كيميا فروشي نظري به قلب ما كن ..... كه بضاعتي نداريم و فكنده ايم دامي

مراقب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید ...

[ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 14:39 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب