|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
پرنده ای که پر می کشد از آشیان درود دوستان - ماه مهر كه ميشه تحرك زياد ميشه آدم حس ميكنه زندگي رفته روي دور تند، آدم وقت نميكنه فكر كنه، وقت نمي كنه بنويسه! يعني كافيه بخواي بهانه جور كني خودكار جور ميشه... - ميگن هر چاله اي ميتونه باعث ايجاد چاره اي بشه، يه كم عميق تر به چاله هاي اطرافمون دقت كنيم، مثلاً من امروز يه ساعت درگير چاله روي چونم بودم، خب حتماً فردا براش يه چاره اي پيدا ميكنم، كاش يه چالش چاله هم بود به جاي اين چالشهاي بيخود آب يخي... - يكي مي گفت: آدما مسافرن، بايد از كنارشون عبور كني! آدم ياد گلوبولهاي خون ميوفته كه از سر وظيفه ميان و ميرن! من مخالفم، آدمها مسافر نيستن، آدمها آدمند... - خب اگر حساب كنيم آدمها همون گلوبولهاي خون هستن كه البته من ميگم گلبول سفيدن، پس بايد زندگي رو هم يه كلاف كروماتين پيچ در پيچ حساب كنيم كه بايد نشست و مرتبش كرد، تك تك توالي هاش رو خوند و فهميد، ژنهاي خلق و خو رو استخراج كرد و راه رو هموار كرد كه آدمها نشن مسافر بيان و برن، كه اينجوري ديگه كسي نميخواد بره چون كلاف پيچ در پيچ مستقيم شده و همه ميدونن هدف كجاست! فقط بايد نشست براي چاله ها چاره پيدا كرد... - من كم كم كلاس درس اين هفته رو تموم ميكنم اما فكر ميكنم يكي از بزرگترين بحرانهاي اين كلاف پر پيچ و خم ما، فارغ از همه بحرانهاي معروفش از قبيل رشد جمعيت و كمبود غذا و فقر و گروه هاي افراطي و جنگ و... بجران كمبود اتفاقهاي خوب و دو دستي چسبيدن ما به اونهاست! مجري يه اتفاق خوب باشيم... - در مشق جنون گرچه سرآمد همه ی عمر ....... خطی که توان داد به دستی ننوشتیم مراقب خودتون و خوبي هاي قشنگتون باشيد... [ شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 1:44 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||