به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید

چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون

زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد

که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون

نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را

چنان دریای بی‌پایان شود بی‌آب چون هامون

شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را

کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون

چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون

چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم

که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون...

                                                           - حضرت مولانا -


درود دوستان

- تمامم گم شده...

- و برای تمام شدن یک شروع کافی است...

- میگم یا واژه ها بی معنی شدن یا ما معنا زده شدیم... یا شایدم باید یه الفبای جدید خلق کنیم با کلمات جدید...

- هر کسی هم این وسط یه معنای جدید پیدا کرد یا پرنده شد که بال بزنه بره اوج ... قفسش کجاست؟

- و من معتقدم آدم تو هر شرایطی باید صداقت داشته باشه حتی در دروغگویی...

- غلط که میشی باید قلم بگیری دستت خط بکشی روی خودت یه خط قرمز پر رنگ...

- مبارک باشه آغازت اگرچه سخته این باور .... به یاد حاجی های مسافرمون و همچنین کاپیتان هادی نوروزی...

- در شهر یکی کس را، هشیار نمی بینم ....... هر یک بتر از دیگر، شوریده و دیوانه

مراقب خوبی های قشنگتون باشید...

[ پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 22:53 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب