به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید

بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان!
قراری طولانی به بلندای یک شب!
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده
عزم رفتن دارد...
آسمان بغض می کند... می بارد!
خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست
دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن می دهد ...
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد
دستی تکان میدهد ...
قدمی برمیدارد سنگین و سرد
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز... و

تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی...

رفتنت به خیر...

سفرت به خیر...


درود دوستان

- آری .... زمستان است!

- یه کسی شبیه هیچکس!

- به قول مترسک: وقتی نمی شود رفت، همین یک پا هم اضافیست! بیایین بررررریم...

- وقت شمردن جوجه هاست...

- معاشران گره از زلف یار باز کنید .... شبى خوش است بدین قصه اش دراز کنید

یلداتون مبارک، فال حافظ یادتون نره... و مراقب خوبی هاتون باشید.

[ دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ ] [ 0:42 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب