|
به رؤیاهایت فکر کن آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن
| ||
|
سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه یا "سنگی" در دامان یک کوه یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس شاید "خاکی" از گلدان یا حتی "غباری" بر پنجره اما مرا از این میان برگزیدند: برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت" و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای : " نفس کشیدن " " دیدن " " شنیدن " " فهمیدن " و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید من منتخب گشته ام : برای" قرب " برای" رجعت " برای" سعادت " من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده: به" انتخاب " به" تغییر " به" شوریدن " به" محبت " وای بر من اگر قدر ندانم… - شیرین فروغان - درود دوستان - عجب خاکی میخوره اینجا... - حرف زیاده فقط یه خورده وقت نیست یه خورده تنبل شدم و یه خورده بی توجه! - یه جمله دیدم خیلی خیلی خوشم اومد، یعنی همیشه دوس داشتم یه همچین کسی رو ببینم اما ندیدم! ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﯽ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺍﺳﺖ .... (کارل پوپر) ! - امروز تولد وبلاگمه، الان این وبلاگ ، بچه 9 ساله من است... وقتی به عقب نگاه میکنم فقط میتونم یه نفس عمیق بکشم... - شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست ....... گر راهزن تو باشی صد کاروان توان زد! مراقب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید... [ پنجشنبه ششم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 20:25 ] [ احمد درگاهی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||