به رؤیاهایت فکر کن
آشفته زمانیست ، یارب کمکم کن 
لینک های مفید

آدمها با حضورهای کمرنگشان،

با بودنهایی که به بدترین وجه ممکن واقعه نبودن تو را یادآوری می کنند،

با منطقی که من نمی فهمم،

با احساسی که آنها نمی فهمند

بدون درخت،

بدون یک شب پرستاره،

بدون شاعر،

بدون یک نامه عاشقانه،

بدون باد،

بدون ماه،

بدون خنده های شاد...

تصور کن.

تصور کن یک شهر بدون تو.

نمی دانی،

هیچ کس نمی داند جذام با عشق چه می کند...

                                                                              (نیکی فیروزکوهی)


درود دوستان

- خیلی زمان زیادی گذشته! پایین آخرین پستم رو نگاه میکنم می بینم که خیلی گذشته از آخرین مطلبم...

- یه جورایی بدهکارم به اینجا...

-الان اینجا وایستادم! تو فصل مشترک یه اتفاق ساده به گمان بعضی ها! اما دلنشین و آروم...

- الان به خیلی چیزا فکر میکنم و نمیکنم! یه خورده زمان میخوام دوباره بتونم کلمه ردیف کنم. انگار کرختی این سرمای شدید زمستون رفته تو پوست و خون انگشتام...

- خلوت شده اینجا! اکثراً کوچ کردیم به یه سرزمین جدید...

- هر یک از دایره جمع به راهی رفتند ....... ما بماندیم و خیال تو به یک جای مقیم!

مراقب خودتون و خوبی های قشنگتون باشید...

[ دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 9:28 ] [ احمد درگاهی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ ، بچه 17 ساله من است ...
...............................................

ما را مي‌گردند
مي‌گويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم
پنهان نمي‌كنيم
چمدان‌هاي ما سنگين است
اما فقط
رؤياهايمان را با خود آورده‌ايم ...
« سيد علي صالحي »
لینک های مفید


امکانات وب